توضیحات درباره کتاب
«ياشار» در يك خانوادة مذهبي و سنتي زندگي ميكند. او طبق خواستة پدر و مادرش و به اجبار با دختري به نام «پروانه» ازدواج ميكند. شش سال ميگذرد و اميد ياشار براي علاقمند شدن به پروانه از بين ميرود. بعد از به دنيا آمدن دخترشان «يگانه»، پروانه به خاطر سردي رفتار ياشار بدخلق و عصبي ميشود و آن دو اعتراف ميكنند كه به هم علاقه ندارند. آنها به طور موقت دور از هم زندگي ميكنند تا تصميم جدي دربارة زندگيشان بگيرند؛ اما در اين ميان پروانه، يگانه را با خود به خارج از كشور ميبرد و هرگز برنميگردد. بيست سال ميگذرد و سرانجام پدر و دختر بعد از بيست سال دوري همديگر را عاشقانه ملاقات ميكنند.