توضیحات درباره کتاب
«سوگلي» دختر شانزده ساله، زيبا، بااستعداد و نازپرورده است. پدر او «چنگيز» يكي از ملاكان ثروتمند شمال و مادرش يكي از تجار فرش در ايران است. چنگيز در يكي از سفرهايش به تركيه با يكي از دوستانش به نام «فرامرز» به خانه برميگردد. فرامرز مردي سي و پنجساله است كه عاشق سوگلي ميشود و از او تقاضاي ازدواج ميكند. او به سوگلي قول سفر به فرانسه را ميدهد و سوگلي با روياهاي سفر به فرانسه، و با اصرار پدر، با فرامرز ازدواج ميكند. در مدت بسيار كوتاهي سوگلي به خيانتها و فسادهاي اخلاقي فرامرز پي ميبرد، و از او جدا ميشود. زماني كه به خانة پدري برميگردد با مرگ مادر و به تصاحب درآمدن خانة پدري توسط «فريبا» خواهر فرامرز مواجه ميشود. فريبا با ترفند و فريب و معتاد كردن پدر سوگلي با او ازدواج كرده و خانة آنها را تصاحب ميكند. سوگلي كه از خانة پدري رانده ميشود، براي بازگو كردن مشكلش نزد يكي از دوستان پدر كه كاپيتان كشتياي است ميرود، او سوار بر كشتي ميشود و در يك حادثه در گودالي عميق فرو ميرود و سر از جزيرهاي متروك درميآورد. جايي كه سرنوشت نامعلومي انتظار وي را ميكشد.