توضیحات درباره کتاب
چهارگانهي «گورستان كتابهاي فراموششده» اثر كارلوس روئيث ثافون نويسندهي فوقالعاده محبوب اسپانيايي و در اصل كاتالونيايي، در پنج جلد و با ترجمهي علي صنعوي به فارسي برگردانده شده است.
رمان «سايهي باد» كه قسمت نخست اين چهارگانه محسوب ميشود، ماجراي نوجواني بهنام «دانيل» را روايت ميكند كه پدرش يك روز صبح براي اين كه خوشحالش كند او را به گورستان كتابهاي فراموش شده ميبرد و دانيل آنجا كتابي به نام «سايهي باد» مييابد كه بايست تا آخر عمر از آن محافظت كند و اين اولين «كتاب در كتاب» و تو در تويي رمان است و تا انتهاي كتاب ما شاهد غافلگيريها، شگفتانهها، نقاط عطف و جملات نابي هستيم كه شخصيتهاي مختلف ايجاد كرده و بر زبان ميآورند. از طرف ديگر فردي مرموز راه افتاده، سراسر اروپا را گشته و همهي نسخههاي اين كتاب عجيب را سوزانده و در ادامه…
رمان «بازيِ فرشته» قسمت دوم از چهارگانهي «گورستان كتابهاي فراموششده» است.
« بازي فرشته» به بارسلونِ دههي ۱۹۲۰ رفته است، در دلِ عمارتي رهاشده. و مردي جوان از راه نوشتنِ داستانهاي دلهرهآور روزگار ميگذراند. او به جهان كتابها پناه آورده تا انسانها گذشتهي دردناكشان را به فراموشي بسپارند. اما ظهور ناشري ناشناس، يافتن كتابي مرموز در دل هزارتوي گورستان، سايهي عشقي آتشين، سر باز كردن پيشينهي عمارتي كه در آن بهسر ميبرد و پيوند خوردن همهي اينها به يكديگر، نويسنده را به گرداب ماجرايي نفسگير ميكشاند تا روايتي ديگر از رازهاي شهر بارسلون و اسراري ناگفته از رُمان «سايهي باد» را بازگو كند…
رمان «زنداني آسمان» قسمت سوم از چهارگانهي «گورستان كتابهاي فراموششده» است.
داستان «زنداني آسمان» در بارسلون سال ۱۹۵۷، حدود دو سال پس از وقايع كتاب «سايهي باد» ميگذرد. ايام كريسمس است و خانوادهي سمپره با وجود رونق كم بازار فروش كتاب و فضاي بيروح جامعهي فرانكوزدهي اسپانيا دلايل خود را براي شاد بودن در آغاز سال نو دارند: اضافه شدن كودكي به نام خوليَن به جمع كوچك خانوادگي آنان و نيز ازدواج قريبالوقوع دوست و همكارشان رومِرو دِتورس. اما در اين ميان ورود مردي غريبه و مرموز به كتابفروشي و تقاضاي عجيب او و فاش شدن رازهايي مهيب كه بهمدت دو دهه در گذشتهي تاريك شهر خفتهاند، همهچيز را تحتالشعاع خود قرار ميدهد.
ثافون در رمان زنداني آسمان مقدمهاي رازآميز فراهم ميكند تا ذهن خواننده را براي ورود به فضاي دگرگون و غيرقابل تصور جلد چهارم و نهايي مجموعهي «گورستان كتابهاي فراموششده» آماده كند.
رمان «هزارتوي ارواح» قسمت چهارم از چهارگانهي «گورستان كتابهاي فراموششده» است.
در جلد پاياني گورستان كتابهاي فراموششده (مجلد اول و دوم) آليسيا گريس زيبا و رازآلود با كمك خانوادهي سمپره و البته فرمين دوستداشتني يكي از تكاندهندهترين توطئههاي تاريخ اسپانيا را آشكار ميكند.
كارلوس روئيث ثافون در جلد چهارم گورستان كتابهاي فراموششده كه بهدليل حجم زياد در دو مجلد در اختيار مخاطب فارسيزبان قرار گرفته است با قدرتي بسيار سهمناكتر از سه جلد پيشين (سايهي باد، بازي فرشته و زنداني آسمان) ثابت ميكند كه حتي با نويسندهاي چيرهدستتر از نويسندهي سه جلد قبلي روبروييم. او در خداحافظي باشكوهش از دنياي واقعي به دنياي كتابها، به آفرينش مبتكرانهي گورستان كتابهاي فراموششده، به همهي آزادانديشان، و سرانجام به پل جادويي بين ادبيات و زندگي ما اداي احترام ميكند.
برشي مشترك از هر چهارجلد اين مجموعه:
ما در مغازهها اين كتابها رو ميخريم و ميفروشيم اما حقيقت اينه كه كتابها هيچ مالك رسمياي ندارن. هر مكتوب و نوشتهاي كه در اينجا ميبيني روزگاري بهترين دوست يك انسان بوده. حالا اون كتابها فقط ما رو در كنار خودشون دارن خوليَن. فكر ميكني قادر باشي چنين رازي رو پيش خودت نگه داري؟