توضیحات درباره کتاب
«رزي» و همتيمياش «سيمون دووال»، بازيكنان خوب تنيس بودند و در ردهبندي تيمهاي دونفرة دختران زير چهاردهسال، در شمال كاليفرنيا رتبة اول را داشتند. آنها مغرور و وفادار به هم بودند و علاقة فراواني داشتند تا بچههاي ديگر و مربيان حرفهاي را تماشا كنند. تماشگري به نام «لوتر»، از سال گذشته بازي دخترها را از مسابقهاي به مسابقه ديگر دنبال كرده بود. لوتر مرموز و اسرارآميز بود و مردم حدس ميزدند كه او حدود پنجاه سال داشته باشد. پليس نيز، در هيچ شهر يا شهرستاني از او هيچ مدرك و اطلاعاتي در دست نداشت. لوتر چنان با هيجان به تماشاي بازي دختر مشغول ميشد كه والدين آنها اظهار نگراني ميكردند و از پليس ميخواستند تا او را دستگير كند. اما لوتر دردسري درست نميكرد و پليس براي دستگيري او بهانهاي نداشتند.